مگی و ملاقات ننه...

سلام...ناراحت

دیروز رفتم ملاقات ننهدل شکسته. وقتی وارد اتاق ننه تو بخش ICU شدمافسوس و دیدم ننه مظلومانه روی تخت رو به پنجره دراز کشیدهگریه و داره تو اون سکوت تلخ بیرون رو نیگاه می‌کنهگریه جیگرم آتیش گرفت و اشک امانمو بریدگریه. از اول عمرش تو تنهایی بود و الان هم اینطوردل شکسته. دیشب به مامان می‌گفتم کاش میشد یکی پیشش باشهناراحت. گناه داره اینطور. ولیمشغول تلفن ...

قراره بعد از یه سیتی دیگه از راه بینی یه لوله وارد بدنش کننآخ تا بتونن داروهاشو بهش بدنگریه. هر روز یه خبر، هر روز یه اتفاق، هر روز یه برنامه جدیدکلافه. دلم بدجور خونهگریه...

خدایا شکرتفرشته، ممنون که جوجو رو بهم دادی تا تو این شرایط سخت با فکر کردن به اون به آرامش کامل برسمخیال باطل. دوستت دارم خدا جووونمبغل...

/ 4 نظر / 6 بازدید
سحر

خدا شفاش بده[قلب]

بهشت

سلام ما ننه ها آخر عاقبت مون همین جوراست گویا فقط قرار بود واسطه تولد بچه ها باشیم و تمام از دست تو و من کس دیگر کاری بر نمیاد شافی خودش است خدا و فقط نمی دونم چرا این صبرها را داره که ما ازش سر در نمیاریم یه چیز را بدون خدا ما ننه ها را میخواد بهشت ببره و برای اینکه کسی حق اعتراض نداشته باشه جلوی چشم حیرون آدما سرمون بلاهایی میاره که آدما اجازه دهند خدا بهشت ببردمون گویا حسادت دیگران را هم خدا تاب نمیاره که میگه آهای حسودا راضی شدین بهشتش ببرم قبول کردین حقش است؟

بشیر

سلام آباجی مهربان ببخش که بنده چند روزی نبودم که سر بزنم خدا انشاءالله تعالی فرجه الشریف به همه بندگانش عنایت داره سرنوشت مادربزرگ هم در دست خود خداست شفا میده