مگی و جمعه این هفته...

سلام...خنثی

دیروز بالاخره دل رو به دریا زدیم و به کمک مامان،ننه رو بردیم حمام کردیماوه. تمام سعیمونو کردیم تا پانسمان خیس نشهابرو اما متاسفانه خیس شدآخ و مجبور شدیم خودمون دست به کار بشیم و پانسمانشو عوض کنیمآخ. وقتی پانسمان رو باز کردیم چهار ستون بدنم لرزیداسترس. چیزی دیدم که تا حالا فقط تو فیلمای ترسناک دیده بودماسترس. یه شکم پاره شده به اندازه یک انگشت و بخیه خوردهاسترس + یه سوراخ که لوله بهش آویزون بودسبز. خلاصه با ترس و لرز من و مامان پانسمان رو عوض کردیم و همه چیز بخیر و خوشی تمام شداوهچشم. این جمعه هم اینگونه گذشتفرشته...

دوستت دارم عزیز زندگیمبغلماچ...

/ 7 نظر / 3 بازدید
خبرنگار

شرمنده ناراحتت کردم.اما واقعیت داره

بشیر

سلام آجی دست گلت درد نکنه . اجرت با بی بی فاطمه زهرا پرستاری از یک بیمار مثل رزم در راه خداست . حوصله به خرج بده آجی . راسی آجی لطفا اسم پیشنهادیتون را برای من ابلاغ فرما بشیر را خیلی دوس ندارم

بازیگوش

واقعا دس مریزاد به اینهمه محبت شما و مامان[پلک]