مگی و پروژه ی جدید...

سلام..لبخند

امروز هوای شهرمون حسابی خاکی بودسبز. بطوری که کل شهر تعطیل شدنیشخند و بنده هم نرفتم سرکارشیطان و تا ساعت 12 مهمان تخت عزیزم بودمچشمک...

این دو سه روزه حسابی گرفتار دندون و دندونپزشکی بودملبخند. دیشب رفتم و دندونامو بروساژ کردم نیشخندو امروز هم نوبت داشتم پیش دکتر ارتودنسی برای مشورت جهت انجام اینکارمژه. قرار شد برم یه عکس بگیرممژه و بعد هم با یه جراح فک صحبت کنم و بعد برم پیش دکیاسترس. دو دلم که اینکار رو انجام بدم یا نهمتفکر!!!

دوستت دارم عزیز زندگیم...بغل

/ 9 نظر / 8 بازدید
دلژین

احتمالا میخوای فک بالات رو ببری عقبتر...آره؟

سحر

ای بابا شنیدم اونجا گردو غبار خیلی زیاد شده مواظب خودت باش ولی تعطیلیش حال میده ها[چشمک]برای فکتم اگر واجب اینکارو بکن در غیر اینصورت یه خورده دردناکه[ماچ]

حمید

سلام مگی خوبی؟ منو از لیست فیس بوکت حذف کردی؟[تایید]

داداشي

سلام آباجي ببخشيد ميپرسم چه خبر شده ؟ ايشالا خير باشه در غيبت صغري به سر ميبري . چرا به وبلاگ سركشي نميفرمائي؟

داداشي

چرا نيستت ؟ سلام عليكم اي غايب بزرگ كجايي ؟ بيا كه دل دوست واست تنگوليده زود باش بيا تا شعار معروف (شايد اين جمعه بيايد) را برات تابلو نكردم

آزی

سلام کجایی؟ نکنه هنوزم مهمون تخت خوابی؟

آزی

چه نقاشی زیبایی [لبخند] خوش به حالت که هنرمندی آفرین [قلب][گل]

ر. باب نادي

وایییییییی دیدی چه خاکی بود تو رو خدا؟؟؟؟ ما که صبح زود بیدار شدیمو قید خواب رو زدیمو روونه اداره شدیم که چشمت روز بد نبینه اومدم از خونه بیرون و دیدم چشم چشمو نمیبینه[ابرو]... بعدشم که فهمیدیم تعطیله هر کاری کردیم دوباره بخوابیم... دیدم که نه ... نمیشه که نمیشه[نگران] تا 9:30 بیدار بودم و بعد تا 12 خواب و لالا[خواب] ولی چسبید[مغرور] هییییییییی بگذریم ولی خداییش کاشکی فردا هم تعطیل شه و یه حال اساسی ببریم