مگی بی‌حوصله...

سلام...خنثی

اوضاع ننه بدتر شدهگریه. دیشب بابا می‌گفت باید خودمونو برای هر چیزی آماده کنیمافسوس. به من نیگاه کرد و گفت مگی جان تو قوی‌تریتعجب، هوای بقیه بخصوص آبجی دومی رو داشته باشنگران. اون خیلی حساس شده و داره خودشو داغون می‌کنهآخ. منم فقط نیگاه می‌کردم و اشک می‌ریختمگریه....

ننه هنوز بیمارستان بستریهدل شکسته. دیروز تا حالا دو سری بهش خون تزریق کردنآخ. بانک خون برای تزریق مجدد خون اعلام آمادگی کردهچشم. ننه فعلاً تو بخش ICU بستریه و تحت درمان و من روز به روز ناامیدتر از قبل به فکر آینده هستمچشمافسوس...

اصلا حس به روز کردن نبودابرو. چون دوست ندارم بیشتر از این ناراحتی رو به شما منتقل کنمخنثی. فقط اومدم اطلاعات دادم چون داداشی ازم خواستناراحت..

کاش الان تو تختم زیر پتو لالا کرده بودمخواب. بد خوابی اومده رو چشممخمیازه و این ساعت لعنتی هم نمی‌گذره تا تایم تمام بشهکلافه...

دوستت دارم عزیز زندگیم...بغلماچ

/ 19 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
داداشی

وای وای خدا مرگم دهد . چند روزه آباجیم نیستش نکنه خدای نکرده مادربزرگ دعوت حق را لبیک گفته . ؟ خدایا چه کنم چجوری خودمو برسونم به مراسم . کاش آجی اطلاعیه میداد . [نگران][ناراحت]

باد مهربان

سلام مگی عزیزم خیلی وقته پیشم نیومدی دلم برات تنگ شده بود ان شاالله ننه جون هم زودتر خوب بشن

vista

[ناراحت]

فرهاد

چی شد؟؟ بهترن به امید خدا؟؟

داداشی

سلام خواهر فردا میشه یکهفته که اینجا سرنزدی و شکم به یقین تبدیل شد آجی علتش چیزی نمیتونه باشه جز درگذشت غم انگیز مادربزرگ عزیز و گرامی . امیدوارم خداوند بزرگ به شما و خانواده صبر جمیل و اجرجزیل عنایت فرماید . یقین دارم شما در همین دنیا ثواب و اجرت آنهمه شب نخوابیهایی که برای رسیدگی و مواظبت از ننه داشتید را تجربه خواهید فرمود و از باریتعالی مزدش را خواهید گرفت . رب العالمین یک حالتی در انسان قرار داده که به محض ورود جسد میت به زیرخاک سرد مهر آنمرحوم را سرد و به بازماندگان روحیه مقاوم و صبوری میدهد . بنده حقیر به شما و خانواده و بخصوص بابای مهربانتان تسلیت عرض میکنم و از ایزد منان صبر و سلامتی برایتان مسئلت دارم [ناراحت]

شریک غمتان

آباجی حس میکنم این مصیبت تعلق بخودم داره واقعا شریک غمتان هستم . دعا میکنم انشاءالله تعالی باعث بقای عمر خودتان و سایر اهل خانواده باشد . دنیا اینچنین است آباجی . هرکسی یک روزی متولد میشه و یک روزی هم از این دنیای فانی رخت بر میبندد . و در سرای ابدیت جای میگیرد . ما انسانها در این دنیا موقتا و فوقش هفتاد هشتاد سال پیش هم هستیم اما در آن دنیای ابدی میلیونها سال پیش هم هستیم .

فرهاد

نمی دونم چی شده ولی حتما باید اتفاقی افتاده باشه که اینهمه نیستید، امیدوارم هرچه شده باشه خیر باشه