مگی و بی‌حرفی...

سلام...افسوس

این روزها دیگه مثل قبل حال و حوصله نوشتن ندارمافسوس. هیچ خبر و اتفاق تازه‌یی نیست که بخوام ثبت کنمافسوس. همه روزها یکنواخت و یکجور شدهناراحت. از اول هفته شروع کار و کار و کار و تکرار و تکرار و تکرار تا جمعه و دوباره از نوآخ. اگه هر روز نمی‌نویسم بخاطر اینه که هیچ چیز جدیدی وجود ندارهخنثی. همه چیز هموناست و من منتظر یه تنوع جدید تو زندگیخیال باطل. حالا این تنوع می‌تونه سرشار از شادی باشه خنثیمی‌تونه همراه با غم و غصه و اندوه فراوان باشهگریه...

دیشب تا ساعت یک داشتم زخمهایی رو که رو تن ننه ایجاد شده بودنگران پانسمان می‌کردم و اشک می‌ریختمگریه. بعضی از زخمها گود شدناسترس. دلم خیلی گرفتهدل شکسته. نمی‌دنم خدا چقدر دیگه می‌خواد عذابش بدهگریه؟ روز به روز بیشتر داره از بین می‌رهگریه. خونریزی از دهنش دوباره شروع شده و نمی‌دونم چیکار کنمآخ. خدایا شکرت...

دوستت دارم عزیز زندگیم...بغل

/ 8 نظر / 3 بازدید
بشیر

نیکا جون دردت بجونم خوشحالم شدم آجی دست گلت درد نکنه نیکا هم مثل طاهاجون (نوه ام ) برام عزیز و دوست داشتنیه خداحفظشون کنه 120 ساله بشن انشاءالله برای ننه راضی هستیم به رضای خدا . تقدیرش اینه و مطلب بسیاره در آینده در مورد هدفمند کردن یارانه ها بسراییم

سحر

خدا شفاش بده[قلب]

بازیگوش

امیدوارم علاوه بر شفای ننه یه خبر خوووووووب و خوش به زودی حالتو عوض کنه عزیزم حق داری گلم کاملا حق داری[ماچ]

فاطمه

ایشالله به زودی ننه شفا ژیدا کنه و روز به روز بهبود پیدا کنند این لازمه اش فقط کمی صبر هستش که ما ایرانی ها خصوصا ما نسل جدید نداریم

جوادزارعی

[گل] سلام

vista

سلامتی را واقعا با چیزی نمی توان عوض کرد امیدوارم خوب شوند

بشیر

آباجی سلام . عکس نیکا را چرا برداشتی . یه خواننده وبلاگ شاید براش سؤال پیش بیاد بشیر چرا در این پست از نیکا صحبت کرده . خواهر گلم مطلبت جدید یادت نره و ما را با تراوشات ذهن شریفت مستفیض فرما ( اصطلاح سخنرانی آخوندی )