مگی و عید مزخرف...

سلام...خنثی

سیزده روز مثل برق گذشتافسوس. سیزده روز از عمرم در سال 1390 نگرانو هیچ کار مفیدی انجام نشد آخمثل تمام روزهای سالهای گذشتهسبز.  این سیزده روز زیاد خوش نگذشتمشغول تلفن. بجز روزی که نوه عموی بابا همراه با خانوم و دخترای گلش بعد از ده سال به ایران اومدنبغل و شب خونه ما بودنهورا. واقعا خوش گذشتچشمک. دیروز هم سیزده بدر خیلی مزخرفی داشتمسبز. بخصوص عصر که یه شک بزرگ بهم وارد شدهیپنوتیزم و هنوز هم توی شک هستماسترس. طبق معمول خسته‌ام و خوابم میادخمیازه. میخواستم امروز رو مرخصی بگیرم ولی نشدابرو. پس مجبورم همینجا پشت میزم چرت بزنمخواب...

دوستت دارم همه زندگی من...بغل

/ 6 نظر / 5 بازدید
ترنج

سلام عزیزم خوبی چرا خوش نگذشت؟ جریان اون شکه چیه؟ من خیلی فکرها برای این عید داشتم اما انگار توقعم رفته بالا

آنیتا

عید و ولش کن ...تموم شد و رفت...انشالله که سال نود ادامه اش واست خوب باشه[قلب]

سحر

از اول سال نو اینطوری نباش دیگه دختر یه خورده آسون بگیر همه چیزو و سعی کن شاد و پر انرژی باشی[ماچ]

فرهاد

امیدوارم روزهای خوبی داشته باشی در بهار مگی. روزهای خوبی برایت آغاز شوند.

شازده خانوم

[گل]

عسل خانومي

سلام اومدم عيدديدني خونه دوستاي لينكدوني خوبي مگي جونم؟ راستي منم مش كردم موهامو. سال نو هم مبارك [گل]