روزگار من

اتفاقات روزمره زندگی من

سلام...لبخند

اول بگم که برنامه رفتن کنسرت منو جوجو خان بکل کنسل شدآخ. علتش هم اینه که جوجو خان معتقده که مردم شهر ما فرهنگ همچین برنامه‌هایی رو ندارنسبز و مثل کنسرت رضا صادقی بی‌برنامه‌گی و بی‌نظمی زیاد می‌شهعصبانی و در ضمن مکانش هم خیلی از ما دوره (گلستان)سبز و جای مناسبی نیستمنتظر. خلاصه بکل مخ بنده رو زدابرو. اما هنوز دوست دارم برم کنسرت احسانگریه...

مامان و بابا هنچنان با هم قهرنناراحت. پیش خودم می‌گم اینا چطور اینقدر طولانی می‌تونن با هم صحبت نکننسوال؟ من و جوجو قهرامون زیادی طول بکشه نیم ساعتهمژه. بعد هم با یه معذرتخواهی دوطرفه همه چیز ختم بخیر می‌شهنیشخند...

باز هم اگزمای دستم آشکار شد و دستم بدجور زخم شدهگریه. دیگه خسته شدمخنثی. شیطونه می‌گه این دست رو از مچ قطع کنمشیطان. این راه به ذهنم رسید چون دیشب فیلم اره 6 رو دیدمشیطان. خیلی حال داد. خوشمان آمدشیطان. اند خشانتاسترس، البته خشانتش نسبت به قسمتهای قبل کمتر بودنیشخند. فیلم ایرانی حریم رو هم دیدم. اونم ترسناک بوداسترس. پیشنهاد می‌کنم حتما ببینیدچشمک.

دیروز آبجی بزرگه واسم عکسای جدید از نیکا رو ایمیل کردبغل که واستون می‌ذارم ببینید چه جیگریه این دخملماچ...

   

  

                     

نوشته شده در سه‌شنبه ۳ آذر ۱۳۸۸ساعت ٧:۳٩ ‎ق.ظ توسط مگنولیا نظرات () |

Design By : nightSelect.com