روزگار من
اتفاقات روزمره زندگی من
سلام... چند هفتهییه که آسانسورهای شرکت شدن یه مُعضل دیشب قبل از خواب وقتی باهات صحبت کردم احساس آرامش خاصی بهم دست داد با اینکه دیشب خیلی خسته بودی و باز هم سخنی از دکتر علی شریعتی: اگر تنهاترین تنها شوم باز خدا هست او جانشین همه نداشتنهاست نفرین ها و آفرین ها بی ثمر است اگر تمامی خلق گرگهای هار شوند و از آسمان هول و کینه بر سرم بارد تو مهربان جاودان آسیب نا پذیر من هستی ای پناهگاه ابدی تو می توانی جانشین همه بی پناهیها شوی پ.ن: از صبح ساعت ٩ تا ساعت ١٢ کلاس مزخرف اتوماسیون اداری واسمون گذاشته بودن پ.ن١: چقدر لذت داره پ.ن٢: باخبر شدیم که بالاخره آقا شادمهر خان عقیلی هم به جرگه متأهلین پیوست 
؟ مُعزل
؟ مُعذل
؟ دیروز وقتی خواستم برگردم خونه همراه پنجتا از همکارا رفتیم تو آسانسور
و رفتیم طبقه همکف و خلاصه گیر کردیم
. درب آسانسور باز نمیشد
، شاید نزدیک به هفت هشت دقیقه مونده بودیم اون تو
. هیچکی هم نبود به فریادمون برسه
تا یه حراستی به دادمون رسید و از اون بدبختی نجاتمون داد
...
. بخصوص وقتی از لطف خدا به خودم باهات صحبت کردم
و گفتم توجه خدا رو به خودم کاملا احساس میکنم
. الان مدتیه احساس میکنم خدا خیلی بهم توجه داره
و هر چی ازش میخوام بهم میده و تو سختیها کاملاً کمکم میکنه
. نمیدونم وقتی این حرفا رو بهت میزدم پیش خودت چی فکر میکردی
ولی تو هم حرفامو تایید میکردی
و میگفتی که تو هم مدتیه همین احساس رو داری
. خوشحالم که خدا بهم توجه داره
. خوشحالم و سپاسگذارم ازش که تو رو بهم داده
. هر چند دیر ولی بالاخره داده
. ازش میخوام عشقمون رو به هم بیشتر و بیشتر بکنه
. امیدوارم بتونم جبران این خوبیها و لطفش رو بکنم
. دیشب هم بهت گفتم با اینکه من رو سیاهترین بنده روی زمین هستم
و نتونستم خواستههای خدای مهربون رو برآورده کنم
(هر چند اون از هر چیزی بینیازه) ولی در تمام شرایط به فکر بنده گنهکارش هست
. تصمیم گرفتم وقتی همه چیز مرتب شد و به امید خودش رفتیم سر خونهزندگیمون
با هم حضوری ازش تشکر کنیم
. یه سفر به خونهاش بریم و اونجا بخاطر تمام لطفهایی که در حقمون کرد سپاسگذاری کنیم
. خدا جونم ممنونم ازت
...
و اینو به راحتی میتونستم از تن صدات متوجه بشم
بازم ممنون که به حرفهام گوش دادی
. مرسی که دوستم داری
و مرسی که منو برای ادامه زندگیت انتخاب کردی
. با تمام وجود دوستت دارم و قول میدم خوشبختت کنم
...امید داشته باشیم. هنوز خدا رو داریم.
. یه کلاس فوقالعاده مزخرف
که از این به بعد نامههای اداری رو توی این برنامه تایپ کنیم
. دارم میمیرم از خستگی
. حالم داره از این مزخرفات بهم میخوره
. جناب وزیر شب خوابیده
خواب دیده که ایران پیشرفته شده
و فردا صبحش طبق یه بخشنامه فتوا داد
که سیستم کاغذی باید برداشته بشه و این برنامه مزخرف بیاد تو کار
. ما هم مجبوریم طبق معمول بدون هیچ حرف و اعتراضی بگیم چشم
.
وقتی توی لیست وبلاگهای به روز شده اسم وبلاگهایی رو ببینی که قبلا تو بلاگفا جزو لیست دوستات بودن
. خوشحالم که میتونم دوباره باهاتون در ارتباط باشم
.
. همسر شادمهر فیلیپینی هست و اسمنش ملیسامیساست
. مبارک باشه. اینم عکس شادمهر و خانومش:


| Design By : nightSelect.com |

