روزگار من

اتفاقات روزمره زندگی من

سلام...نگران

همچنان سرگرم آزمون استخدامی هستیمآخ. همه درگیر جمع کردن جزوه و چاپ کردن و خوندن هستننگران. امروز شنیدم از بین این همه شاغل پیمانکاری توی شرکت نفت که قراره امتحان بدن فقط 300 نفر رو می‌خوانسبز. یعنی شانس ما صفرهگریه. ولی شبها می‌شینم و یه چند صفحه‌یی رو مرور می‌کنممژه. از ادبیات شروع کردماز خود راضی. نمی‌دونم چی می‌شه ولی دیشب که باهاش صحبت می‌کردم بهم کلی امیدواری و اعتماد به نفس دادبغل. بهم گفت که از هوش بالایی برخوردارمخجالت و مطمئنه که تو این آزمون قبول می‌شممژه. نمی‌دونم، اما همیشه می‌گم هر چی کرم خداستخجالت و هر چی خدا بخواد. التماس دعاخیال باطل...

با دیدن چهره زیبای توماچ، نازنینم آرامش می‌گیرم و به ادامه زندگی امیدوارترخیال باطل و از تنش و اعصاب خردی موجود در این کشور به سمت آرامش کشیده می‌شومفرشته. دوستت دارم نی‌نی خالهماچ...

 

               

نوشته شده در یکشنبه ٢۸ تیر ۱۳۸۸ساعت ۱٠:٢٧ ‎ق.ظ توسط مگنولیا نظرات () |

Design By : nightSelect.com