روزگار من
اتفاقات روزمره زندگی من
سلام... دلم خیلی گرفته هنوز هم دوستت دارم همه زندگیم

. این روزها همه چیز قاطی پاتی شده
. از یه طرف برخورد و رفتار بعضی از دوستان
، از یه طرف هم فکر به عمل چشم و ترسی که به جونم افتاده
. به قول پریسا جون گادی جونم در بست چاکرتم
، نمیشه یه ریزه هوامو داشته باشی
؟ به قرآن دارم رسماً نابود میشم
. حداقل اگه قراره کور بشم اون روز رو یه مقدار دورتر بذار تا بتونم تصویر تمام خوبیها رو که تو ذهنم بسپارم
. دلم خیلی گرفته
. یه عالمه گریه میخوام
. کاش حداقل تو به فکرم بودی تا یه دلخوشی داشتم
. دیگه رسما بیخیال همه چیز شدم
. دیگه هرچی میخواد بشه بشه
. یه جورایی به آخر خط رسیدم
. خستهام، خسته خسته
...
... نوشته شده در سهشنبه ٢٩ شهریور ۱۳٩٠ساعت
۱٢:٤٧ ب.ظ توسط مگنولیا نظرات () |
| Design By : nightSelect.com |

