روزگار من
اتفاقات روزمره زندگی من
سلام... تنها وفادار دنیا تویی چند روزی میشه که تو تنهایی و سر کار دو تا آهنگ اول آلبوم تلخ با صدای امین حبیبی رو گوش میدم. فوقالعادست. حتماً دانلود کنین دوستت دارم همه زندگی من... سلام... هستم دوستت دارم زندگی من... سلام... فکر میکنم بالاخره انتظارم داره به پایان میرسه دوستت دارم همه زندگی من... سلام... خیلی دلم گرفته به این موضوع فکر میکنم که خدا واقعاً چیکار میکنه دوستت دارم همه زندگی من...
، روزانه شنیدن این جمله بهم انرژی + میده
. دوستت دارم
...
....

، ولی فعلا حس آپ نیست
. به زودی بر میگردم
...

و تا یه مدت دیگه یه اتفاقات خوب تو زندگیم میافته
. به این موضوع فکر میکنم
که یعنی روزهای سخت زندگیم داره به پایان میرسه و خدا دلش به حالم سوخته و گفته دیگه عذاب و غصه بس این بندهاست
؟ یه جورایی خوشحالم
. خدا جون ممنون که شبها به حرفهامو دعاهام گوش میدی
. دوستت دارم خدا جوون
...

. دیروز حالم خوب نبود و ساعت 12 راهی خونه شدم واسه استراحت. توی گیت نگهبانی منتظر ماشین نشسته بودم و طبق معمول همیشگی با خانومای حراستی صحبت میکردم و سراغ همون دوستم که بخاطر دعوت نکردنم به عقدش باهاش قهر کردم رو گرفتم
. یکی از خانوما گفت بنده خدا بعد از فوت مامانش خیلی داغون شد
. انگار دنیا رو سرم خراب شد
. گفتم چییییی
؟ مامان... فوت کرد؟ مطمئنی؟ من خانوم .... رو میگما
اا؟؟!! گفت آره، سال گذشته بنده خدا خواست واسه بچهها ناهار کباب درست کنه که یهو آتیش گرفت و فوت کرد. فقط گریه میکردم و به خودم فحش میدادم که چرا باید اینطور بشه
؟ چرا باید بخاطر یه ناراحتی بچهگونه بینمون این همه فاصله بیافته که من خبر فوت مامان بهترین دوستم رو نفهمم و نتونم تو همچین شرایط سختی کنارش باشم؟ نمیدونم شب رو چطور به صبح رسوندم و خودمو رسوندم اداره و رفتم پیشش. اول که دیدمش خیلی باهام سرد برخورد کرد. ولی بعد که بغلش کردم و گریه کردم اونم اومد تو بغلم و کلی گریه کرد. خیلی پشیمونم. میتونستم اون مسئله رو فراموش کنم و در کنارش باشم ولی
...
؟ دو سه هفتهای بود که مرتب توی فکر مامانش بودم و حتی یک شب هم اومد به خوابم و ازم خواست که هوای دوستمو داشته باشم و تنهاش نذارم
. حتی یکی دوبار هم به منزلشون زنگ زدم ولی تلفن قطع بود. مامانش رو خیلی دوست داشتم. اونقدر باهم صمیمی بودیم که من خاله صداش میکردم. همیشه وقتی میرفتم خونهاشون میگفت چون تو قرمهسبزیهای منو دوست داری برات قرمهسبزی درست میکنم. خاله دلم خیلی برات تنگ شده، ببخش و حلالم کن
. بدون که همیشه دوستت دارم
...
| Design By : nightSelect.com |

