روزگار من
اتفاقات روزمره زندگی من
سلام... همچنان سرگرم آزمون استخدامی هستیم با دیدن چهره زیبای تو سلام... باز هم خاک بر س شدیم اینم از شانس ما خبر بعدی اینکه خانم فرخلقا هوشمند هم از میان ما رفت سلام... این روزها همه بچهها درگیر کسب خبر برای آزمون (رسمی شدن تازه فهمیدم که اوضاع دستم (اگزما) به اعصابم بستگی داره پ.ن: الان به سایت ثبتنام سر زدم دیدم بالاخره صفحه ثبتنام باز شد سلام... دیشب اینقده حرص خوردم که نگو
سرما خوردم تپل بالاخره پروژه معلم فیزیک داداشی تمام شد دوستتون دارم سلام... بالاخره بعد از کلی کلانجار رفتن با خودم لعنت به این خطای ایرانسل اینم عکس گوشی قدیم اینم یه عکس دیگه از نینی خاله سلام... وقتی از همه چیز این زندگی لعنتی خسته میشم دوستت دارم نینی خاله سلام... فقط میگم ندا جان به کدامین گناه با تو اینچنین کردند هنوز که هنوزه با دیدن فیلم شهادت ندا آقاسلطان اشکم بیاختیار جاری میشه
. همه درگیر جمع کردن جزوه و چاپ کردن و خوندن هستن
. امروز شنیدم از بین این همه شاغل پیمانکاری توی شرکت نفت که قراره امتحان بدن فقط 300 نفر رو میخوان
. یعنی شانس ما صفره
. ولی شبها میشینم و یه چند صفحهیی رو مرور میکنم
. از ادبیات شروع کردم
. نمیدونم چی میشه ولی دیشب که باهاش صحبت میکردم بهم کلی امیدواری و اعتماد به نفس داد
. بهم گفت که از هوش بالایی برخوردارم
و مطمئنه که تو این آزمون قبول میشم
. نمیدونم، اما همیشه میگم هر چی کرم خداست
و هر چی خدا بخواد. التماس دعا
...
، نازنینم آرامش میگیرم و به ادامه زندگی امیدوارتر
و از تنش و اعصاب خردی موجود در این کشور به سمت آرامش کشیده میشوم
. دوستت دارم نینی خاله
...




. امروز هوا بدجور خاکیه
. از صبح تا الان که ساعت ١:٣٠ هست هوا همینطور داره بدتر میشه
. ولی باز هم تو این هوا باید بیایم سر کار
... ببینید و قضاوت کنید
...
. حالا که میخوایم بعد از این همه مدت قول دادن وزارت نفت برای آزمون استخدام رسمی آماده بشیم شانس گند ما وزارت کشور میخواد بیاد بررسی کنه که چرا این آزمون میخواد برگزار بشه
. یکی نیست بگه بابا این همه فرزند شهید و جانباز و ایثارگر و ... هنوز که هنوزه دارن فیض میبرن و دارن استخدام میشن
حالا که نوبت ما رسید میخوان بررسی کنن
؟ میتونین اینجا جریانات روبخونید
...
. خوبها میرن و بدها میمونن
. روحش شاد و یادش گرامی
...

) شرکت نفت هستن
. قرار بود امروز (20/04/88) توی سایت منابع نیروی انسانی شرکت نفت ثبتنام باشه
، ولی از صبح تا حالا که به سایت سر میزنیم خبری نیست
. کلاً سرکاریم
. جالب اینجاست که شرایط سنی، تحصیلات، یه سری امتیازات که شامل حال بنده هم شده، مواد آزمون و ... همه مشخصه حتی تاریخ امتحان رو هم 16 مرداد اعلام کردن ولی هنوز خبری از ثبتنام نیست
. به نظر شما سرکار نیستیم
؟ جالبتر اینکه اعلام کردن اگه 16 مرداد آزمون باشه 20 مرداد اعلام نتیجهست
. اینم شد مثل جریان اعلام نتیجه انتخابات
یعنی از قبل انتخاب شده
. برام دعا کنین
...
. وقتی اعصابم تا چند روز آرومه دستم خوبه
و نه خارش داره نه خشکه، ولی کافیه یه روز اعصابم بهم بریزه، تا یک هفته از بس دستمو میخارونم خون در میاره
. باید اعصابمو کنترل کنم
، ولی به نظرتون با این شرایط زندگی لعنتی میشه آرامش داشت
؟!
...

. وقتی از کانال BBC شنیدم که تهران بخاطر خاکی شدن هوا تعطیل شده عصب شدم
. انگار یکی دو دستی زد تو سرم
. یکی نیست به اینا بگه پس ما چی
؟ ما که الان سه ساله خاک تو سر شدیم و داریم این هوا رو تحمل میکنیم آدم نیستیم
؟ چرا همه چی باید به نفع این تهرانیا باشه
؟ (امیدوارم به دوستای تهرانیم بر نخوره
) اگه هوای اهواز رو میدیدین چی
؟ بیشتر از این حرصم گرفت
که یکشنبه زنگ زدم استانداری
و گفتم ببخشید دیگه هوا باید چطور باشه تا جناب استاندار اعلام کنن تعطیله
؟ جواب میده نمیدونم خانم
!!! میگم لطفا گوشی رو بدین به کسی که میدونه
! میگه کسی نیست که جوابتون رو بده خانم
!! منم گفتم الحمدولله که کسی نیست تو اون خراب شده جواب بده و گوشی رو قطع کردم
. فقط میگم باید به حال اینا تاسف خورد
...
خداوکیلی خودتون قضاوت کنید. تعطیلی حق ما نیست
؟
. دیروز همهاش خواب بودم
. نه صبحانه خوردم نه ناهار
. عصر که از خواب بیدار شدم همه رو با هم تو شام خلاصه کردم
. اینم از روز تعطیل ما
...
. بیصبرانه منتظر دریافت دستمزدش هستم
...
...

تصمیم گرفتم گوشی چپل چلاقمو عوض کنم
و این تصمیم در روز پنجشنبه به تحقق پیوست
. پنجشنبه بعد از ظهر بعد از مدت طولانی نرفتن از خونه بیرون
(هم به علت مسائل بعد از انتخابات
و هم به دلیل گرمای ۵٨ درجه اهواز
) با هم رفتیم و یه گوشی N79 خریدم
. کلی ذوق کردم از این خرید
به قول بابا حسابی خرکیف شدم
. حسابی بهم چسبید
. بعدش هم رفتیم چایخونه سنتی کیانپارس و یه شام تپل مهمونش کردم
. باز هم چسبید. در کل روز خوبی رو پشت سر گذاشتیم
...
. چهار روز بود که خطا مشکل داشتن
. منم زنگول کردم به خدمات ایرانسل و باهاشون دعوا کردم
که به جای تبلیغ یکی بخر دو تا جایزه ببر برین یه فکری به حال این شبکه بکنین
. خوشبختانه بزنم به چوب الان درست شدن
...
و جدیدم
:
گوشی قدیم
گوشی جدید
با لباسی که خاله خانومش از مالزی واسش آورد:

و دوست دارم از استرس و افسردگی و غمم کم بشه
وقتی به چهره معصوم و پاک تو نگاه میکنم
همه چیز رو فراموش میکنم و به امید دیدار تو
به این زندگی پر از نکبت ادامه میدم
.
...


؟ 


. به نظر شما کسی که این بلا رو سر ندای نازنین آورد الان در چه حالیه و عذاب وجدان داره یا نه
؟ برای شادی روحش تنها کاری که میتونیم انجام بدیم فرائت فاتحه هست
.
| Design By : nightSelect.com |

